الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

39

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

لا يُقِيمُ رِبَاعةَ القومِ غَيْرُ فلانٍ : ( غير از فلانى رياست مردم را كسى بر پا و استوار نمىدارد ) . الرَّبْعَة : طبله عطارى به اعتبار چهار پايه داشتن يا چهار طبقه بودن آن است . الرَّبَاعِيَتَانِ : چهار دندان رباعى كه دو به دو در بالا و پائين دهان قرار دارد . يَرْبُوعٌ : موشى است كه در زمين چهار راه باز مىكند . أرض مَرْبَعَة : سرزمينى كه موش فراوان دارد همانطورى كه - مَضَبَّة - يعنى سرزمينى كه سوسمار زياد دارد . ربو : رَبْوَة ، رِبْوَة ، رُبْوَة ، رِبَاوَة ( سرزمين بلند و مرتفع ) خداى تعالى گويد : ( إِلى رَبْوَةٍ ذاتِ قَرارٍ وَ مَعِينٍ - 50 / مؤمنون ) ( به سرزمين مرتفعى كه آب جارى داشت ) . ابو الحسن مىگويد : الرَّبْوة - با فتحه حرف ( ر ) نيكوتر است زيرا مىگويند : رُبًى و رَبَا فُلَانٌ : يعنى او به فلاتى رسيد . رَبْوَة - را - رَابِيَة - نيز گويند گويى كه خودش مكانى بلند يافته و از اين معنى مىگويند : رَبَا : افزون شد و فراتر رفت . خداى تعالى گويد : ( فَإِذا أَنْزَلْنا عَلَيْهَا الْماءَ اهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ - 5 / حج ) . و آيه ( فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَداً رابِياً - 17 / رعد ) ( پس سيلاب كفى برآمده برداشت ) و ( فَأَخَذَهُمْ أَخْذَةً رابِيَةً - 10 / حاقّه ) ( عذابى مافوقشان در برشان گرفت ) . أَرْبَى عليه : بر او اشراف و احاطه يافت . رَبَيْتُ الولد فَرَبَا : فرزند را تربيت كردم و رشد كرد ، كه از همين واژه است ، و گفته‌اند اصلش از مضاعف يعنى ( ربّ ) است كه يك حرف آن براى تخفيف در لفظ به حرف ( ى ) تبديل شده مثل تظنّنْتُ - كه - تظنّيْتُ شده است . الرِّبَا : يعنى افزونى بر سرمايه ، ولى واژه - ربا - در شرع مخصوص به افزون شدن